السيد موسى الشبيري الزنجاني

4315

كتاب النكاح ( فارسى )

27 / 07 / 1381 شنبه درس شمارهء ( 463 ) كتاب النكاح / سال پنجم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ خلاصهء درس قبل و اين جلسه : سخن دربارهء ولايت حاكم بر صغيره و مجنونه است . پيشتر گفتيم كه برخى از قدما قائل به ولايت حاكم هستند . در اين جلسه با تأمل مجدد در كلمات آنان به اين نتيجه مىرسيم كه در ميان آنان كسى قائل به ولايت حاكم بر صغيره و مجنون نبوده و چون پيش از محقق نوعاً اين مسأله را عنوان نكرده‌اند ، اتفاق و اجماعى كه متصل به عصر معصوم بوده و قابل تمسك باشد ، وجود ندارد . سپس به بررسى ادلهء ديگر پرداخته ضمن اثبات يكسان بودن حكم صغيره و مجنونه قائل به عدم ولايت حاكم بر آن دو در غير صورت ضرورت مىشويم . * * * الف ) بررسى مجدد اقوال فقها ( دليل اجماع ) : 1 - يادآورى مطالب گذشته و طرح اشكال اجماع بحث دربارهء ولايت حاكم بر صغار و مجانينى است كه ولى ندارند در جلسهء قبل گفتيم كه هر چند برخى از فقها بعيد ندانسته‌اند كه بر عدم ولايت حاكم بر صغار اجماع منعقد شده باشد ، ولى اين از مسلّمات نيست ، همچنان كه شهيد ثانى و صاحب مدارك قول به عدم ولايت را با عباراتى همچون « المشهور بين الاصحاب » ، و المعروف بين الاصحاب » تعبير كرده‌اند و اين تعبير مشعر به وجود قائل به ثبوت ولايت براى حاكم است . مرحوم آقاى حكيم فرموده‌اند كه نه تنها تسلّم مزبور وجود ندارد ، بلكه حتى شايد بتوان گفت كه اصحاب تنها در صورت حاجت صغير به ازدواج قائل به ولايت حاكم هستند زيرا براى نفى ولايت او عدم نياز صبى را مطرح كرده و به آن تعليل